تاريخ : ۱۳۸۹/۱۲/۱۷ | | نویسنده : Romeo

قزوينيه يك تريپ بچه خوشگل بلند ميكنه، ميبره خونه. خلاصه واسه اينكه مخ بچه رو بزنه، ميره آلبوم خانوادگيشون رو مياره، شروع ميكنن با هم تمشا كردن و درضمن قزوينيه واسه پسره تعريف ميكرده كه: بالام جان، اينو كه ميبيني، پسر خالمه... من كردمش، مهندس شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد!! خلاصه همين طور يكي يكي ملت فاميل رو نشون پسره ميداده و ميگفته كه من كردمش و فلان كاره شد، يهو مادر قزوينيه از آشپزخونه داد ميزنه: بالام جان، اگه ميده بكن... اگه نميده هم بيخود فاميلو كوني نكن!!!


 

قزوينيه ميميره، اون دنيا به علت 70 سال بچه‌بازي مستمر ميندازنش قعر دوزخ، پيش اژدهاي دو سر! يك مدت ميگذره طبقه‌هاي ديگه جهنم هي صداي آه و اوه و داد و بيداد مي‌شنيدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها ميرن پيش رئيس جهنم ميگن: اين بيچاره گناه داره، بگذار از پيش اين اژدها بياريمش بيرون. اونم ميگه باشه. همچين كه در سلول قزوينيه رو باز مي‌كنن، اژدهاي مي‌زنه بيرون، حالا ندو كي بدو! فرشته‌ها بهش ميگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داري در ميري؟ اژدهاي ميگه: بابا اين دهن منو سروريس كرده! الان دو ماهه گير داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داري، پس اونيكي كانت كجاست؟!!


 

قزوينيه داشته بچهه رو ميكرده،‌ وسط كار يهو منكرات ميريزه،‌ اينم براي اينكه‌ صحنه سازي كنه،‌ به بچهه ميگه بيا حالا تو منو بكن. بچهه هي داشته سعي ميكرده، نميتونسته، در همين هين افسره ميرسه، زيپ شلوارشو مي‌كشه پايين، ميگه: بالام‌جان بيا كنار، اين كارا بچه بازي نيست


 

قزوينيه دنبال يه بچه ميكنه، آخر سر تو يه كوچه بن بست گيرش مياره، بهش ميگه: بالام جان! سه تا كار ميتونی بكنی: اول اينكه بال در بياری پرواز كنی، دوم اينكه آب بشی بری تو زمين، سوم اينكه دستات رو بگذاری رو زمين توكل به خدا كنی!

 


 

قزوينيه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع می‌شن، ميگن: حاج آقا، وصيتی نداری؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام‌جان..اوهو...‍وصيت می‌زنم...اوهو..اوهو... بعد ازمرگم...اوهو...جسدم رو بسوزونيد...ازش پودر بچه درست كنيد!


روی دروازه قزوين نوشتن: پشت‌گرمی شما مايه دلگرمی ماست!


يه مدت مردم به روحانيت پشت ميكنن،‌ قزوينيا همه ميرن روحانی ميشن!


قزوينيه كنار دريا واستاده بوده، ‌می‌بينه يك بچه داره پشتشو می‌خارونه. ميگه: ‌بالام‌جان، خورده‌كاری هم قبول می‌كنيم‌ها!


 

قزوينيه می‌ميره، پسرش می‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن! چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره می‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟ قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!


قزوينيه داشته تو خونش ترتيب بچهه رو ميداده،‌ بچهه هم حين عمل داشته با گلهای قالی بازی ميكرده. ‌قزوينيه شاكی ميشه،‌ ميزنه تو سر بچه ميگه:‌ بالام جان، دل به كار بده!


 

يك روز يك نفرميره كنارزندان ميبينه كه دوسربازخم شده اند ازشون مي پرسه براي چه خم شده ايد مي گويند يك زنداني قزويني اززندان فراركرده برايش تله گذاشته اي


جوايز قرعه كشي بانك تجارت شعبه قزوين نفر سوم :۱كودك نفر دوم: ۳ كودك نفر اول :كليد طلايي يك مهدكودك


 

تو قزوين زلزسقف يه بچه ميفته پائين قزوينيه می‌گه : اه‌ه‌ه‌ه هنوز زلزله تموم نشده ، کمک مردمی رسيد


از يك فزويني مي پرسند چرا هنوز ازدواج نكردي نكردي؟ميگه چون هنوز برادر زن مورد علاقمو پيدا نكردم.


 

ميدونيد به فرمانده قزوين‌هاچي ميگن ارباب حلقه‌ها


 

قزوینیه نامه میده به جنیفر لوپز : شما که کان زیبا داری چرا نماز نمیخوانی?


به میمنت دستیابی به فناوری هسته ای سجده شكر بجا آورید (شهرداری قزوین )


 قزوینیه می میره روحش به سمت سوراخ لایه ازن پرواز میكنه! .


 شجاع‌ ترين مرد جهان كيست؟امام جمعه قزوين


 

قزوینیه کناره زمین فوتبال خوابیده بوده بهش میگن فوتبال شروع شده پاشو بازی کن میگه : من" برانکاردم"!


پفک توپی می ره قزوین حلقه ای بر میگرده


 

 قزوینیه شب اول عروسی با خانومش میره تو حجله بعد میگه حرفای عاشقانه بزن زنش میگه تو شروع کن قزوینیه میگه باشه داداشت خوبه؟


 قزوینیه جلوی آیینه لخت میشه کون خودشو میبینه٬میگه :یار در خانه وما گرد جهان میگردیم!!!!!!!


 

بچه قزوینیه صبح پامیشه به باباش میگه : بابایی، بابایی! مامان دیشب جایی میخواست بره؟ قزوینیه میگه: نه بابا‌جان. بچهه میگه: پس چرا هی بهش میگفتی برگردعزیزم، برگرد عزیزم!!


 

به قزوینیه میگن یه جمله عاشقانه بگو.... میگه: برگرد


 مسابقه 20 سوالی قزوینیه میگه: كان است؟! یارو میگه: نه آقا، این حرفها چیه. میپرسه: سفیده؟ یارو میگه: بله. میگه: بالامجان کان است؟! یارو میگه: نه جانم، کان نیست! قزوینیه میپرسه: وسطش چاك داره؟! یارو میگه: آره. میگه:آهااا! فهمیدیم..بالام جان کان است؟! یارو میگه: باباجان من كه گفتم نه! کان نیست! قزوینیه میگه: سوراخ داره؟! یارو میگه: نه. قزوینیه میگه:اَاا... بالام جان این چه کانیه كه سوراخ نداره؟!!!


 قزوینه تو خواستگاری جواب رد می شنوه رو باسن دختره اسید می پاشه!!


 توی قزوین مسابقه كاریكاتور بوده، یه كاریكاتوریست تصویر باسن رو بدون سوراخ می‌كشه، قزوینیا به سه جرم توی دادگاه محاكمه‌اش می‌‌كنن: توهین به مقدسات، تشویش اذهان عمومی و نشر اكاذیب!


  قزوینیه . تو آینه یه نیگا به باسن خودش میکنه ....میگه .سالها دل طلب جام جم از ما میکرد ...وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد ...


 یه قزوینیه یه کون میذاره تو ویترین قیمت می ذاره 2 میلیون تومان .میگن چرا اینقدر گرون؟میگه ماله یه خانوم دکتر بوده فقط باهاش می گوزیده


 

 قزوينيه ميگن: چرا توي سمينار شركت نكرديد؟ ميگه: بابا، سمينار كيلو چند؟ يه كنفرانسي، كنگره‌اي، كنفدراسيوني، چيزي بود خبرم كنيد!


 شعر و آهنگ عروسی در قزوین: " عزیزم بگو برمیگردی!!"


به قزوینه میگن یه خاطره خوش تعریف کن! میگه: منو یه بچه و یک کوچه بن بست!! میگن یک خاطره بد تعریف کن: میگه: منو بچگیو یه کوچه بن بست!


 

به تركه ميگن با اتوبس جمله بساز ميگه:اتو بوس كردم لبم سوخت.


 

به قزوينيه ميگن كجا دوست داري ازدواج كني؟ ميگه تو برره.ميگن چرا؟ميگه: آخه اونجا پيش برادر زن مي‌خوابن.  


قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون امابه ک ميگن کاف؟


يه نفر ميره قزوين وقتي وارد مي شه رو تابلوي ورودي نوشته شده بود شرت آهني موجود است. وقتي از قزوين بر مي گرده رو تابلو نوشته بودن آهن پاره مي خريم.


يه نقطه از قزوين ميگزرد صفرميشود

 


 

از يك قزويني پرسيدند كه بهترين آهنگ دلخواه شما چيست؟ گفتش: عشق من برگرد


 

 

موسي در قزوين: اي موسي عصايت را به زمين بنداز. و موسي چنين کرد . و ندا امد حالا اگه جرات داري برش دار


 

قزوينيه و ترکه رو ميگيرن شلاق بزنن,واسه اينکه بدنشون درد نگيره ميگن نوبتي يکي زير بخوابه ,شروع ميکنن به زدن و ميشمرن 98,99 که قزوينيه که رو بوده يهو پا ميشه ميگه چي چي 98 , 10,11!


 

رو در توالت عمومي هاي قزوين نوشتند: اينجا آخره خطه...بخواي نخواي بايد بکشي پايين!!!!


 

دعای قزوینیا : من پشتت ؛ خدا پناهت !!!


 

يه روز يه سكه تو قزوين ميفته زمين، ميشه آثار باستاني


 

زن يه قزويني ميره پيش دكتر و مي‌گه: آقاي دكتر، خسته شدم، شوهرم هميشه از عقب مي‌كنه! دكتره ميگه: ايندفعه بهش بگو حامله هستم و از عقب نمي‌شه. زنه ميگه: واي آقاي دكتر، اونقوت اصلا ديگه نمي‌كنه. دكتره ميگه: تو بگو، كاريت نباشه. شب زنه به قزوينيه ميگه: از عقب نمي‌شه، من حامله‌ام. قزوينيه هم ميگه: خوب از جلو مي‌كنم. بعد از نيم ساعت قزوينيه شاكي مي‌شه و مي‌گه: بالام جان، پس اين كون بچه كو؟!


 

يه روز جرج بوش رو دعوت مي كنن قزوين كه سخنراني كنه ... همه قزوينيها ميان تو خيابون كه استقبالش كنن شعار ميدادند كه ... دسته گل محمدي بچگي هات مي آمدي


 

 

به قزوينيه ميگن زن رو تعريف كن، ميگه: بالام جان، زن حجميست زائد كه فضاي اطراف كان رو اشغال كرده


سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین: سال اول : ()()سال دوم: ( o )سال سوم: ( O )سال چهارم: ( () ) شانس آورد فوق لیسانس نبود!!!


 

  قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع کن، قزوينه ميگه داداشت خوبه ؟


 

 

يه روز يه قزويني زنگ خونشو پايين در نصب مي كنه يه تابلو مي زنه:لعنت به هر كس كه با پا زنگ بزنه

 

 


 

 

مي دونين قزويني ها كدوم قسمت تهران رو واسه زندگي كردن دوست دارن؟چهارراه جهان كودك

 


 

ميدوني تو قزوين پشت بچه ها چي نوشتن ؟با نگاهي به آينده درست مصرف كنيد

 

 


 

 

 

قزوينه عروسيش بود ، توي كارت عروسي مي نويسه : همراه داشتن بچه الزامي است

 

 


 

يه روز به يه قزويني ميگن از كدوم خواننده خوشت مياد؟ميگه هايده . ميگن از كدوم آهنگش خوشت مياد ؟ ميگه: هموني كه ميگه (كبوتر بچه كرده .... كاش بوديو ميديدي...)

 

 


يه نفر يه قزوينيه رو ميبينه ميره جلو و كلي باهاش احوال پرسي ميكنه اما قزوینیه زیاد تحویلش نمیگیره. بعد كه ميره، قزوينيه برميگيرده از پشت بهش نگاه ميكنه ميگه : رضا تويي؟ ببخشيد كه نشناختمت .

 

 


قزوینیا جدیدا نماز جمعه را به صورت دایره ای میخونند


 

 

فتوای جدیدتر علما :!!! احتیاط واجب بر آن است که مسافر نماز را در قزوین بدون رکوع و سجده بخواند

 

 


 

سازمان حمایت از نماز گزاران قزوینی نمونه جدید سجاده را به همراه 2 آینه بغل به بازار عرضه کرد


 

به قزوينيه ميگن به كي راي ميدي. ميگه:به آمپول زن محلمون. ميگن چرا؟ ميگه:آخه زيادي كانديدس

 


کمر بند شما ضامن سلامتي کون شماست(روابط عموميه شهرداري قزوين)


رو در توالت عمومي هاي قزوين نوشتند: اينجا آخره خطه...بخواي نخواي بايد بکشي پايين!!!!


 

قزوينيها به برادر زن مي گن اشانتيون

 


 

به قزوينيه ميگن فرق زنجير با انجير چيه ؟ ميگه اگه خوش شانس باشي زن جيرت مياد اگه بد شانس باشي ان جيرت مياد!


در پایان نماز جمعه قزوین.به بغل دستی میگن:قبول باشه به جلویی میگن:حال دادی به پشتی میگن :بعد حالتو میگیرم


حافظ قزوینی می فرماید : ای که کونت همچو بیتی از غزل من پی کون تو بودم از عزل ای نوای کون تو چون ساز نی داغ کونت ببینم تا به کی؟


 

یه قزوینیه به کون یه بچه خوشگل دست می ندازه (انگل می کنه) طرف می گوزه !! قزوینیه می گه : یه همچین مالی باید هم دزدگیر داشته باشه.


 

شعار قزوینی ها در این ایام : کاریکاتوریست دانمارک حق مسلم ماست


ميدونيد قزويني ها كي ميرن شمال ؟ فصل برداشت محصول

 


 

 

اگه گفتيد چرا قزويني ها آدماي خوش شانسي هستن؟ چون شانس مي ترسه بهشون پشت كنه

 

 


 

قزويني يه بابچه اش به حموم مي ره . وسط حموم يقه بچه را ميگيره. بچه داد مي زنه : بابا... بابا ...آخه من بچه ات هستم .قزويني يه مي گه: خفه پدر سوخته ....مگه ما بچه نبوديم؟!!!


 

بچه قزویینیه به مامانش میگه شبها کجا میری که بابا بهت میگه: برگرد!؟!


 

قزوينيه داشته دنبال يه توپ ميدوييده بهش ميگن چه كار ميكني ميگه "نيروي انتظامي گفته هر توپي كه مياد يه بچه هم دنبالش مياد


يه روز يه قزويني ميره رشت تو کافه چاقوشو درمياره مي زنه وسط ميز ميگه مادر اين وريا رو گاييدم .خواهر اونوريا رو کاييدم . يهو يه رشتيه بلند ميشه ميگه:آقا ببخشيد من خواهر ندارم ميشه برم اونور واستم.


 

توی قزوین توی صف نونوایی نفر آخرو برق میگیره همه میمیرن


 

قزوينيه ميره قم مي بينه سر در شهر نوشتن با وضو وارد شويد،ميره اول شهر خودش مينويسه با رکوع وارد شويد...


 

محبوب ترین ها در قزوین محبوبترین خواننده : حامد حاکان محبوب ترین فوتبالیست : الیور کان محبوبترین سازمان : حمایت از کودکان محبوب ترین شهر : ار دکان محبوب ترین حیوان : پلیکان محبوب ترین ماشین: پیکان محبوب ترین مکان : دکان محبوب ترین محصول : استکان محبوب ترین رئیس : دادکان محبوب ترین تفریح : گذاشتن کان در دکان با کودکان نشد در پیکان یه جای دنج در اردکان


بابا طاهر عریان :( در قزوین) اگر ماهی بشی دریا به دریا اگر کفتر بشی صحرا به صحرا به دنبالت میام کونت می ذارم من از اچ ای وی هم ترسی ندارم !!


یه قزوینی میمیره وصیت میکنه روی قبرش سرسره بسازند


 

انجمن حمايت از نمازگذاران در قزوين , سجاده با آينه بغل مي سازد!


 

سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا!


قزوينيه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟


 

قزوينيه تو كف بوده، شيره گاز رو باز ميزاره تا آقاي ايمني بياد ترتيبشو بده!!!!


در پارکهای قزوین روی تابلوها نوشته اند : "لطفا گل بچینید"


 

به قزوینی گفتند با نمونه جمله بساز گفت:مهمترین عضو بدن کونمونه


 

قزوينيه تو صفه شير بوده كه شير تموم ميشه قزوينيه ميگه:شير تموم شد چرا صفو به هم ميزنيد


 

قزوينيه هفت جلد مثنوي مي‌نويسه به اسم خسرو و فرهاد!


 

اگه گفتي شبهاي پنج شنبه توي قزوين چي خيرات ميکنن ؟ زياد فکر نکن بهت ميگم: چيتوز حلقه اي


 

یه پسره با موهای عجیب غریب و سبز رنگ کنار یه قزوینی نشسته بود قزوینیه یه سره به پسره نگاه میکرد . پسره عصبانی شد و گفت:مگه آدم ندیدی قزوینیه گفت : چرا . ولی یه روز توی جوونی که مست کرده بودم رفتم خونه و یه طوطی رو کردم حالا داشتم نگاه میکردم ببینم تو پسر منی ؟


 

یروز یه گله قزوینی داشتند به طرف تهران میدویدند ازشون پرسیدند چه خبره "بالام جان شنیدیم توی تهران کنگره است داریم میریم گره اش رو باز کنیم"

 


به قزوينيه ميگن: يك آهنگ بخون كه باهاش خيلي حال ميكني. قزوينيه ميزنه زير آواز: كبوتر بچه كرده، كاش بودي و ميديدي!!!